تبليغاتX
هیچستان زندگی من
هیچستان زندگی من
بي هدف و آرزو زيستن خصلتي است شيطاني

درون کوچه قلبم چه غمگینانه میپیچد

صدای تو که میگفتی بجز تو دل نمیبندم

فریب وعده هایت را ندانستم ولی اکنون

به یاد وعده های تو میان گریه میخندم

برو دیگر که دل از غم رها کردم

خداحافظ؛ خداحافظ که دیگر بر نمیگردم

 

تو بودی آسمان من؛ غمت همسایه قلبم

ولی خورشید چشم تو به بام دیگری سر زد

 

قسم به سوز پنهانم تو را دیگر نمیخواهم

که از باغ دو چشم تو پرستوی دلم پر زد

 

در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی

نگاهم در افق ها مرد و من افسوس میخوردم

 

شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش کرد و

من از تو جدا ماندم ولی ای کاش میمردم

+ نوشته شده در  87/03/03ساعت 0 قبل از ظهر  توسط فرهاد.م  | 

چه دیر میفهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنشون رو آرزو میکردیم.

+ نوشته شده در  86/12/10ساعت 3 بعد از ظهر  توسط فرهاد.م  | 

عشق، مثل گنجشک میمونه. اگه شل بگیریش میپره. اگه محکم بگیریش میمیره. اگه آروم و نرم بگیریش؛ آروم میرینه کف دستت.

+ نوشته شده در  86/12/03ساعت 9 قبل از ظهر  توسط فرهاد.م  | 

چه راهِ دور!

چه راهِ دور بی پایان!

چه پای لنگ!

 

 

             نفس با خستگی در جنگ

                       من با خویش

                                    پا با سنگ!

 

 

                      چه راهِ دور

                      چه پای لنگ!

 

احمد شاملو

ققنوس در باران

 

 

+ نوشته شده در  86/11/10ساعت 8 بعد از ظهر  توسط فرهاد.م  | 

امروز کسی محرم اسرار کسی نـیست

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نـیست

آن عاشق خسته که دلــخسته ترین بود

امروز به ما گفت که گرفتار کسی نیست

+ نوشته شده در  86/08/23ساعت 10 بعد از ظهر  توسط فرهاد.م  |